
پایگاه خبری رواداری به نقل از (ایسنا): یزد، تنها شهر بادگیرها و قناتها نیست؛ یزد شهرِ آواهایی است که از دل تاریخ برمیخیزند و بر کالبد حال جاری میشوند. وقتی ماه محرم از راه میرسد، جغرافیای این استان به صحنهای بدل میشود که در آن، هر محله و هر حسینیه، روایتگر گونهای خاص از سوگ است. در حالی که در بسیاری از نقاط ایران، صدای طبل و سنج، حاکم بلامنازعِ ریتم عزاداری است، در بخشهایی از قلب کویر، صدایی متفاوت به گوش میرسد؛ صدای برخوردِ منظم دو قطعه چوب که نه تنها یک آیین مذهبی، بلکه یک «رسانه موسیقایی» برای انتقال پیام عاشوراست. «جغجغهزنی» یا «سنگزنی»، کهنترین ریتم سوگواری در یزد، فراتر از یک حرکت نمایشی، بازخوانیِ یک هویت جمعی است که قرنها از گزند فراموشی مصون مانده است.
آیین جغجغهزنی در متون مردمشناسی و در میان عامه مردم با نامهای متعددی شناخته میشود. برخی آن را «سنگزنی» مینامند؛ نامی که ریشه در اساطیر و روایات تاریخی دارد. گفته میشود در ایام قدیم، عزاداران به نشانه پشیمانی یا شدت حزن، دو پاره سنگ را به هم میکوبیدند. به مرور زمان و برای سهولت در اجرا، چوبهای خراطیشده جایگزین سنگ شدند، اما نام «سنگزنی» همچنان در برخی نقاط مثل میبد و زارچ باقی ماند.
در برخی دیگر از مناطق، نامهای بومیتری نظیر «جقجقی» یا «تقتقک» به گوش میرسد که به ماهیت «اونوماتوپه» (نامآوا) این آیین اشاره دارد؛ یعنی نامی که از صدای خودِ ابزار گرفته شده است. این ابزارها که شباهت ساختاری به گوشتکوبهای کوچک دارند، از چوبهای مقاومی چون چوب گردو یا توت ساخته میشوند تا در اثر ضربات مداوم و سنگین، دچار شکستگی نشوند.
جغجغهزنی را باید یکی از نابترین جلوههای «موسیقی آیینی» ایران دانست. در این آیین، عزاداران در دو صف طویل روبروی هم قرار میگیرند یا به صورت حلقهای گرد هم میآیند. هر نفر دو عدد جغجغه در دست دارد. با شروع نوحهخوانی توسط مداح یا پیرغلام، حرکات موزون و ریتمیک آغاز میشود.
نکته شگفتانگیز در جغجغهزنی، تنوع ریتمهاست. اینگونه نیست که تنها یک ضربآهنگ ساده تکرار شود. بسته به نوع نوحه و سنت محله، ریتمها از «تکضرب» به «سه-ضرب» و گاهی «پنج-ضرب» تغییر میکند. عزاداران با هر ضربه، بدن خود را به سمت زمین یا آسمان متمایل میکنند که گویی نمادی از تمنّای زمین و آسمان در غم جانسوز عاشوراست. در اینجا، «بدن» به بخشی از ساز تبدیل میشود و هماهنگی میان دست، پا و حنجره، فرمی از «تئاتر-موسیقی» قدسی را پدید میآورد.
اگرچه یزد به عنوان کانون این آیین شناخته میشود، اما جغجغهزنی در هر نقطه از این استان، رنگ و بوی خاص خود را دارد:
میبد و اردکان: در این دو شهر، جغجغهزنی با صلابت خاصی اجرا میشود و ابزارهای چوبی معمولاً سنگینتر و بزرگتر هستند.
زارچ و اشکذر: ریتمهای اجرایی در این مناطق، قرابت زیادی با نوحههای قدیمی و سبک «پامنبری» دارد.
مهریز: در محلات قدیمی مهریز، این آیین با حضور گسترده جوانان همراه است که نشاندهنده پویایی این میراث در میان نسلهای جدید است.
حفظ این آیین در شهرهای مختلف، نشاندهنده یک «شبکه فرهنگی» مستحکم است که اجازه نداده است مدرنیته و ابزارهای صوتی مدرن، صدای اصیل چوب را خاموش کنند.
جغجغهزنی تنها در لحظه اجرا خلاصه نمیشود؛ پشت این مراسم، زنجیرهای از دانشهای بومی نهفته است. ساخت خودِ «جغجغه» یک مهارت خراطی دقیق است. استادکاران قدیمی میدانند که چوب باید به گونهای تراشیده شود که صدای حاصل از برخورد آن، «تیز» نباشد بلکه طنینی «بم و پرحجم» داشته باشد تا با صدای نوحهخوان تداخل پیدا نکند.
از سوی دیگر، انتقال این هنر، یک فرآیند آموزشیِ غیررسمی اما بسیار دقیق است. کودکان از همان سنین پایین در کنار پدران خود در صفوف عزاداری میایستند و بدون هیچ کتاب یا نت موسیقی، تنها از طریق «مشاهده و تکرار»، پیچیدهترین ریتمها را میآموزند. این همان جوهره «میراث ناملموس» است؛ دانشی که در ذهن و عضلات جامعه جاری است و از سینه به سینه منتقل میشود.
آیین جغجغهزنی، فراتر از جنبههای مذهبی، یک کارکرد مهم اجتماعی دارد: «انسجام بخشی». در صفوف جغجغهزنی، تفاوتهای طبقاتی، شغلی و سنی رنگ میبازد. پیرغلامی که ۸۰ سال از عمرش را در این مسیر سپری کرده، در کنار نوجوانی میایستد که برای اولین بار جغجغه به دست گرفته است. این حضور در کنار هم، نوعی «اخلاق رواداری» و احترام به پیشکسوت را در جامعه نهادینه میکند.
همچنین، این آیین بستری برای «مشارکت اجتماعی» است. هیئتهای جغجغهزنی معمولاً خودگردان هستند و تمامی هزینهها و مدیریت مراسم توسط خود مردم و به صورت داوطلبانه انجام میشود. این الگوی مدیریت مردمی، یکی از زیباترین جلوههای مسئولیتپذیری اجتماعی در فرهنگ ایرانی-اسلامی است.
ثبت آیین جغجغهزنی در فهرست میراث ملی ناملموس ایران در دی ماه ۱۳۹۰، گام مهمی برای به رسمیت شناختن این ارزش فرهنگی بود؛ اما کافی نیست. در عصری که رسانههای دیجیتال و موسیقیهای الکترونیک، ذائقه شنیداری نسل جدید را تغییر دادهاند، بیم آن میرود که آیینهای اصیلی چون جغجغهزنی به حاشیه رانده شوند یا به یک حرکت فرمالیته و نمایشی برای گردشگران تبدیل شوند.
پاسداری از این میراث نیازمند چند اقدام کلیدی است:
مستندسازی علمی: ضبط ریتمها و نتنویسی آواهای جغجغهزنی برای پژوهشگران آینده.
حمایت از استادکاران: تکریم و حمایت از خراطانی که ابزارهای سنتی این آیین را میسازند.
آموزش در بستر اصیل: تشویق هیئتهای مذهبی به حفظ سبکهای سنتی و پرهیز از وارد کردن ابزارهای نامأنوس به این آیین.
آیین جغجغهزنی یزد، سندی زنده از خلاقیت هنری انسان ایرانی در مواجهه با مفاهیم متعالی است. این آیین به ما یادآوری میکند که برای سوگواری و بیان عمیقترین احساسات بشری، نیازی به ابزارهای پیچیده نیست؛ گاهی برخورد دو قطعه چوب ساده، اگر با ایمان و معرفت همراه باشد، میتواند صدایی تولید کند که قرنها در گوش تاریخ طنینانداز شود. جغجغهزنی، نبضِ تپنده فرهنگ عامه در کویر است و وظیفه ما در رسانه «رواداری»، بازتاب دادن این شکوهِ پنهان و تلاش برای حفظ پیوند نسلهاست.
