غوغای تئاتر مستقل در کهن‌شهر تبریز؛ سجاد افشاریان و روایت‌هایی از «ندیدن» و «نرسیدن»

کاوشگرفرهنگ و هنر۲۹ تیر, ۱۴۰۵48 بازدیدآدرس کوتاه

 پایگاه خبری رواداری به نقل از (ایسنا): تئاتر ایران سال‌هاست که از سندرم تمرکزگرایی رنج می‌برد. چراغ‌های پرنور تماشاخانه‌های پایتخت همواره بیشترین سهم را از توجه رسانه‌ها و مخاطبان داشته‌اند، در حالی که شهرستان‌ها با وجود داشتن پتانسیل‌های بی‌نظیر انسانی، اغلب در حاشیه قرار گرفته‌اند. اما در روزهای اخیر، تئاتر تبریز میزبان دو رویداد مهم است که این معادله را به هم می‌زند. حضور همزمان دو نمایش تحسین‌شده و پرمخاطب یعنی «هیدن» (Hidden) و «آن‌برد» (On Board) به تهیه‌کنندگی سجاد افشاریان در تبریز، نه‌تنها یک رویداد هنری، بلکه یک بیانیه فرهنگی در جهت تمرکززدایی و ایجاد عدالت در دسترسی به آثار باکیفیت هنری است. تبریزِ بافرهنگ، بار دیگر نشان می‌دهد که آغوشش برای روایت‌های نو و جسورانه باز است.

سجاد افشاریان؛ مردی که از مرزهای کارگردانی به توسعه تئاتر پل زد

سجاد افشاریان را بیشتر با بازی‌های پراحساس، نویسندگی‌های شاعرانه و کارگردانی نمایش‌های پرمخاطبی چون «بک تو بلک» می‌شناسیم. با این حال، او در سال‌های اخیر نقش جدید و تاثیرگذارتری در زیست‌بوم هنرهای نمایشی ایران ایفا کرده است: «تهیه‌کننده و حامی تئاتر جوانان».

افشاریان با درک صحیح از مشکلات اقتصادی و ساختاری گروه‌های جوان، سرمایه، اعتبار و برند شخصی خود را در خدمت آثاری قرار داده است که حرف جدیدی برای گفتن دارند. او با تاسیس کمپانی‌های حمایتی، تلاش می‌کند تا استعدادهای خلاق اما بدون پشتوانه مالی را به مخاطبان معرفی کند. اعزام و تور سراسری نمایش‌هایی مانند «هیدن» به شهرهایی چون مشهد، شیراز، اصفهان، رشت و اکنون تبریز، حاصل همین تفکرِ مبتنی بر مسئولیت اجتماعی و توسعه عدالت فرهنگی است.

نمایش «هیدن»؛ وقتی ندیدن، عینِ بینایی است

نمایش «هیدن» به کارگردانی کورش شاهونه و نویسندگی مشترک او و ریحانه رضی، یکی از شگفتی‌های تئاتر ایران در چند سال اخیر بوده است. این نمایش که پیش از این در تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهر تهران و چندین شهر دیگر با استقبال بی‌نظیر مواجه شد، از ۲۵ تا ۳۱ تیرماه در سالن صیامی تبریز روی صحنه می‌رود.

«هیدن» یک تجربه حسی و ادراکی متفاوت است. کارگردان در این اثر با استفاده خلاقانه از نور، تاریکی و صدا، مخاطب را در موقعیتی قرار می‌دهد که جهان را از دریچه چشم یک فرد نابینا یا در محاصره تاریکی مطلق تجربه کند. جمله کلیدی کورش شاهونه درباره این اثر، مانیفست اصلی نمایش را روشن می‌کند: «انسان‌های بینایی که حقیقت را کتمان می‌کنند، نابینا هستند.» این اثر با بازی چشمگیر ریحانه رضی، کوروش شاهونه، آرش نایبی، نسترن صفری، مریم شجاعی و محمد موسوی، مرز میان واقعیت فیزیکی و حقیقت درونی را به چالش می‌کشد. حضور یک «بریل آرتیست» (مریم رشغی) در گروه اجرایی نشان‌دهنده دقت علمی و تعهد اخلاقی گروه به تصویرسازی دقیق دنیای نابینایان است.

تاریکی به مثابه فرم؛ نگاهی به ساختار فنی «هیدن»

توفیق «هیدن» تصادفی نیست. این اثر از منظر طراحی صحنه، نور و صدا یک کلاس درس به شمار می‌رود. طراحی نور توسط کیوان شعبانی به گونه‌ای انجام شده که تاریکی خود به عنوان یکی از کاراکترهای فعال روی صحنه عمل می‌کند. آهنگسازی نوید دیوان نیز نقش حیاتی در ایجاد اتمسفر وهم‌آلود و پرتنش کار دارد؛ صداها در این نمایش تنها مکمل تصویر نیستند، بلکه خود حامل داستان و راهنمای ذهن تماشاگر در تاریکی مطلق صحنه هستند. طراحی صحنه مینی‌مالیستی کورش شاهونه در خدمت تمرکز بیشتر بر بازی‌ها و حس تعلیق است. این هماهنگی دقیق فرم و محتوا، علت اصلی بقا و تداوم اجرای این اثر در شهرهای مختلف ایران است.

نمایش «آن‌برد»؛ مرثیه‌ای برای آنان که قلب‌شان در وطن جامانده

اما تبریز تنها میزبان تاریکی‌های «هیدن» نیست؛ بلکه در دوم مردادماه، تالار اقبال آذر این شهر میزبان نمایشی با طعم غربت و دلتنگی خواهد بود. نمایش «آن‌برد» به نویسندگی و کارگردانی مشترک مهدی زندیه و آیدین تمبرچی و بازی مهدی زندیه و نیکو بستانی، دست روی یکی از حساس‌ترین و معاصرترین دغدغه‌های جامعه ایران گذاشته است: «مهاجرت».

خلاصه داستان کوتاه اما تکان‌دهنده این اثر، گویای همه‌چیز است: «تقدیم به همه آنهایی که قلب‌شان را در وطن جا گذاشته‌اند.» مهاجرت در این نمایش نه به عنوان یک تصمیم جغرافیایی یا اقتصادی، بلکه به عنوان یک ترومای عاطفی و هویتی بررسی می‌شود. کاراکترها میان دو جهان معلق مانده‌اند؛ جسم‌شان در پروازی به سوی مقصدی جدید است و روح‌شان در کوچه‌ها و خاطرات وطن پرسه می‌زند. طراحی صحنه و لباس شادی بیات و طراحی نور رضا خضرایی به خوبی اتمسفر سرد، خاکستری و معلق یک فرودگاه یا یک غربت همیشگی را بازسازی می‌کند.

اهمیت تمرکززدایی هنری؛ چرا حضور در تبریز مهم است؟

آذربایجان و به‌ویژه تبریز، مهد روشنفکری، ترجمه و تئاتر نوین در ایران است. نخستین تماشاخانه‌ها و ترجمه‌های متون نمایشی غرب در این خطه شکل گرفته‌اند. با این حال، در دهه‌های اخیر به دلیل تمرکز منابع در تهران، مخاطب تبریزی کمتر امکان تماشای همزمان آثار مطرح روز پایتخت را پیدا کرده است.

حضور همزمان دو نمایش با موضوعاتی کاملاً متفاوت (یکی در حوزه روان‌شناختی-تجربی و دیگری در حوزه اجتماعی-مهاجرت) در تبریز، گامی بزرگ برای آشتی دوباره مخاطبان شهرستانی با تئاتر جدی و اندیشه‌ورز است. این حرکت نشان می‌دهد که تئاتر ایران برای زنده ماندن، نیاز به تنفس در هوای شهرهای دیگر دارد و نباید خود را به جغرافیای محدود خیابان انقلاب تهران محصور کند.

تئاتر به مثابه رسانه رواداری و همدلی

هر دو نمایش «هیدن» و «آن‌برد»، با وجود تفاوت‌های ساختاری و مضمونی، در یک نقطه به هم می‌رسند: تلاش برای درک دیگری. در هیدن، ما تلاش می‌کنیم جهان یک فرد نابینا را بفهمیم و در آن‌برد، با رنج درونی یک مهاجر هم‌ذات‌پنداری می‌کنیم. این همان کارکرد اصلی تئاتر به عنوان «رسانه رواداری» است؛ هنری که به ما یاد می‌دهد چگونه فراتر از مرزهای شخصی خود برویم، دردها و تفاوت‌های دیگران را به رسمیت بشناسیم و با آن‌ها همدلی کنیم. حمایت سجاد افشاریان از این آثار و به جاده زدن این گروه‌های هنری، مصداق بارز یک کنشگری فرهنگی متعهدانه است که امیدواریم توسط دیگر چهره‌های مطرح سینما و تئاتر نیز تکرار شود.

آن را انتخاب کنید و Ctrl + Enter را فشار دهید.

0 آرا: 0 موافق, 0 مخالف (0 امتیاز)

نظر بدهید

نظرات اخیر

دیدگاهی برای نمایش وجود ندارد.
به ما بپیوندید
  • فیسبوک38.5K
  • شبکه ایکس32.1K
  • اینستاگرام18.9K
  • واتساپ58.9K
  • تلگرام33.7K

از آخرین و مهمترین اخبار مطلع شوید

من با دریافت خبرنامه از طریق ایمیل موافقت می‌کنم. برای اطلاعات بیشتر، لطفاً به این صفحه مراجعه کنید. قوانین و مقررات

دسته‌ها

تبلیغات

بارگذاری مقاله بعدی...
دنبال کنید
جستجو خبر فوری
ترندترین های امروز
در حال بارگذاری

ورود در 3 ثانیه...

ثبت‌نام در 3 ثانیه...

همه فیلدها الزامی هستند.